
اولین باری که بین دوراهی قانون و اخلاق قرار گرفتم مربوط به زمانی بود که قاضی بودمو به پرونده های تخلفات رانندگی رسیدگی می کردم.پرونده پسر دوست پدرم را برایم آوردند که من و خانواده ام چند مدتی در خانه آن ها تا پیدا شدن خانه جدید مهمان بودیم. اخلاق اقتضا می کرد تا او را جریمه نکنم ولی ندای درونم قانون را میپسندید.بالاخره او را جریمه کردم اما برگ جریمه اش را خودم پرداختم. دکتر امیر ناصر کاتوزیان، پدرعلم حقوق ...
ادامه مطلب
حکایت های کوتاه اخلاقیگران بهاترین شیشیخ ابی سعید ابی الخیر را گفتند: فلان کس بر روی آب می رود. شیخ گفت: «سهل است، وزغی و صعوه ای بر روی آب می برود.» شیخ را گفتند: فلان کس در هوا می پرد. شیخ گفت: «زغنی و مگسی نیز در هوا بپرد.» او را گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می برود. شیخ گفت: «شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می شود. این چنین چیزها را بس قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بجنبد و با خلق داد و ستد کند و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خدا غافل نباشد». پیام متن:ارزش واعی انسان به این است که همواره به یاد خداوند باشد و هرگز حضور او را از یاد نبرد. کاری از: فاط...
ادامه مطلب
حکایات اخلاقیسفال ماندنی، بهتر از کلامی نماندنینقل شده نادرشاه افشار، به سید هاشم خار کن (که از علمای بزرگ نجف بود) گفت: من تعجب می کنم که چرا این همه ثروت و شوکت و شهرت و لذت را واگذاشته و به عبادت و نیایش و خارکنی و ریاضت پرداخته ای؟ به راستی چرا از لذت روی برگرفته ای و به ریاضت روی آورده ای!سید هاشم خار کن گفت: من هم تعجب می کنم که چگونه و چرا تو از آن همه لذت های عالی و ماندگار اخروی بریده و به لذت های فانی دنیوی که مانع لذت های عالی دینوی می شود. به راستی اگر دنیا طلای فانی باشد که نیست و اگر آخرت سفال باقی باشد (بلکه طلای باقی است) بهتر نیست سفال باقی را به طلای فانی ترجیح دهی؟ در حالی...
ادامه مطلب
حکایت اخلاقی سعدیدعای مادراز بایزید بسطامی، عارف بزرگ، پرسیدند: این مقام ارزشمند را چگونه یافتی؟ گفت: شبی مادر از من آب خواست. نگریستم، آب در خانه نبود. کوزه برداشتم و به جوی رفتم که آب بیاورم. چون باز آمدم، مادر خوابش برده بود. پس با خویش گفتم: «اگر بیدارش کنم، خطاکار خواهم بود.» آن گاه ایستادم تا مگر بیدار شود. هنگام بامداد، او از خواب برخاست، سر بر کرد و پرسید: چرا ایستاده ای؟! قصه را برایش گفتم. او به نماز ایستاد و پس از به جای آوردن فریضه، دست به دعا برداشت و گفت: «خدایا! چنان که این پسر را بزرگ و عزیز داشتی، اندر میان خلق نیز او را عزیز و بزرگ گردان». پیام متن:اشاره به جلب رضایت مادر و ...
ادامه مطلب
حکایت اخلاقی کوتاه گاه به فرودستان و شکر نعمتسعدی گوید:هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم. به جامع کوفه درآمدم، دل تنگ. یکی را دیدم که پای نداشت. سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم. پیام متن:بنابر سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله : به آن که از شما پایین تر است، بنگرید و به آن که از شما بالاتر است، منگرید؛ زیرا بدین وسیله قدر نعمت خدا را بهتر می دانید (و شکرگزار نعمت های خداوند خواهید بود) کاری از: فاطمه زالی، فاطمه حیدری ...
ادامه مطلب
حکایت اخلاقیسعدی در بیان حکایتی می گوید:موسی علیه السلام ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: ای موسی! دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمدم. موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که از مناجات باز آمد، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده. گفت: این چه حالت است؟ گفتند: خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته. اکنون به قصاص فرموده اند. «وَلَوْ بَسَطَ اللّه ُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوَ فِی الاَْرْضِ؛ اگر خداوند درِ هر نوع روزی را بر بندگانش می گشود، در زمین ستم پیشه می کردند». (شورا:27) موسی علیه السلام ، به حکمت جهان آفرین اقرار کرد ...
ادامه مطلب
*مفهوم تربیت اخلاقی از دید شهید مطهری:1-پرورش روح انسان،خصلت ها،سجایا و ملکات2-تقویت اراده3-پرورش انسان تا زمانی که خصایص مافوق حیوان پیدا کند. *اهداف تربیت اخلاقی از دید شهید مطهری:دستیابی به سعادت، کمال، ارزش های انسانی و تقوافضیلت دوستیخودشناسیمالکیت و تسلط بر نفسپرورش تفکر و تعقلکرامت و عزت نفسد...
ادامه مطلب
جامعه از افراد وشخصیت های جداگانه ای تشکیل شده است ک هر کدام در حد معین و محدودی بر محیط،تاثیردارند.در این زمینه،فعالیت افراد بااستعداد ودارای نبوغ،جایگاه ویژه خودرادارد.زندگی اخلاقی جامعه، قسمتی از زندگی معنوی جامعه است.هیچ اخلاقی مخصوص یک فرد نیست.اخلاق شکل اجتماعی دارد وحاصل فعالیت کسانی است ک ار...
ادامه مطلب